مدیوم

منظور از مدیوم چیست؟
به ساده ترین کلام مدیوم یا سوژه موجود یا فردیست که نقش رابط ارواح را ایفا میکندتا آنان بتوانند با انسان رابطه برقرار کنند. بدون وجود مدیوم هیچ پیوندی محسوس، ذهنی، خیالی، بدنی و غیره امکان پذیر نمیباشد. مطلب کاملا واضح است در میدان بسیار گسترده مربوط به احضار روح هرگز تایید وجود مدیوم انکار و تکذیب نشده است. مدیوم همیشه از نقش خود آگاهی نداردو چه بسا خودش در جمع کسانیست که در جلسه احضار ارواح حضور دارندو کمترین اطلاعاتی در این زمینه ندارد.
ایوون کاستلان در کتاب اسپریتیسم ترجمه آقای دکتر محمد حسین سروری اشاراتی واضح و روشن در تایید این مطلب ارائه میکند و بطور مثال در سال 1860 که دوران آغازین و شروع شکوفایی علم اسپریتیسم (احضار روح) است، خانه ای در پاریس و در کوچه دنوایه des Noyers)) محل نمایش اختلالات و بی نظمی هایی بود مثل، بهم ریختن وسایل خانه ظروف غذاخوری، مبلها و صندلیها، پخش و پلا شدن وسایل و پرتاب سنگهایی که پنجره ها را می شکست و دیگر کارهای زیان آور.

آلن کاردک از یک روح مافوق اجازه میگیرد تا روح مزاحم را احضار کند و اطلاعاتی از وی بدست آورد. در خلاصه ای از گفتگوی او با روح مزاحم مشخص میشود این روح آشوبگر و موذی قصد تفریح داشته و از دختری که پیشخدمت همان خانواده بوده بعنوان مدیوم استفاده میکرده و  پاسخ سوال که در مورد آگاهی پیشخدمت نسبت به کمکی که به او میکرده است میگوید: بلی، دختر بیچاره از همه بیشتر ترسیده بود.
مدیوم ها این استعداد عجیب و بالا را مرهون و مدیون ساختار وجودی خودشان هستند، بی آنکه نیاز به هیچگونه کلاس و آموزشی نسبت به این موضوع داشته باشند. خود ارواح نیز میگویند که این استعداد مدیون جنبه و کالبد اثیری وجود آنها میباشد.
جنبه و کالبد اثیری ارواح زیربنای احضار روح بشمار میرود. انسان در این زمینه میتواند دارای سه جنبه مختلف باشد. میتوان فرض کرد که موجودات انسانی و زنده نیز مانند مرده ها دارای استعداد تجزیه شدن باشند. و همچنین میشود پذیرفت انسانهایی هم باشند که استعداد توزیع خصلتهای «جان بخشی» جنبه اثیری را دارا باشند، که معمولا در ماده بیحرکت و بیجان بدن جسمانی تعبیه شده است، که در نتیجه آن دو گروه بزرگ مدیوم ها را خواهیم داشت که آنها را مدیوم های «دو وجهی» و مدیوم های «هاله ای» نامگذاری کرده اند.
مدیوم های دو وجهی 
این مدیوم از قابلیت تجزیه شدن برخوردار است. در بعضی شرائط روح و جنبه اثیری وجود انسان از کالبد جسمانی که بی حرکت و برخوردار از نوعی زندگی آرام است و خود بوسیله رشته محکمی به چند غشاء بسیار ظریف (رشته حیاتی) پیوند خورده جدا میشوند. این رشته که از بند ناف است و انرژی حیاتی از طریق آن به تدریج در کالبد فیزیکی و جسمانی سر ازیر و مانع مرگ می شود.در صورت قطع رشته حیاتی همین انرژی می تواند به حیات خود ادامه دهد. معروفترین اینگونه مدیومها، مدیوم حلولی است. این مدیوم معمولا تحت تاثیر یک هیپنوتیزور قوی یا عامل و مسلط به دو وجه تقسیم میشود. در کالبد جسمانی بیحرکت به نوعیکه میتوان گفت در خلا بسر میبرد. روحی حلول میکند که حرف میزند، حرکت میکند، جابجا میشود، غذا میخورد و به صورت انسان کاملی در میآید.
وقتی ارتباط پایان یافت و قطع شد روح از کالبد خارج بکنار ی میرود و عامل نیز فرد مورد آزمایش را با رعایت احتیاط کامل از هیپنوز یا خواب هشیارانه اش بیدار میکند این نوع مدیوم همانیست که امکان آزمایشهای مهم را در حضور دیگران فراهم میکند. در اثر تمرینهای مداوم نوعی آشنایی و پیوند بین عامل و سوژه که مطیع هیپنوتیزور بوده است بوجود میآید و به این ترتیب نتایج حیرت انگیزی به دست میآید که میتوان با قدرت روی آنها حساب کرد و بر عکس مدیومی که دارای استعداد کشف مستقیم و بدون واسطه باشد خیلی نادر است. گاهی در حالت هیپنوتیزم، گاهی در کمال آگاهی، فرد مورد آزمایش از دو وجه برخوردار میگردد و این همان پدیده نادریست که اشاره کردیم در حالی که جسم و تن آدمی با ضعف به سیر خود ادامه میدهد عناصر دقیق درونی به کشف مسائلی میپردازند که برای انسان ممنوع میباشد. برخی اوقات مدیوم به خواب فرو میرود و در خواب به دو قسمت تقسیم میشود، در حالی که هنوز در خواب است شروع به صحبت میکند. و گاهی با لحنی غیر از صدای همیشگی خودش، در اصل روحی در بدن او وارد میشود و شروع به برقراری ارتباط میکند.
از مثالهای معروف دنیای احضار روح در کتاب اسپیریتیسم:
مری مدیوم ژنرال روشا مسئول تحقیقات سیارات فضایی میباشد. این مدیوم در حالیکه بخواب رفته است حرف میزند. «الآن دو قسمت شد، در فضاهای بین سیاره ای شناور است. به سیاره مریخ نزدیک میشود.» گویی ناگهان از هوش میرود.
ژنرال روشا او را به هوش می آورد ولی او هنوز در خواب است با صدایی کاملا متفاوت، صدای مردانه و بم  صحبت را ادامه میدهد. (صدای روح متجلی شده در درون مری) «از خطر نجات پیدا کردی. او خیلی کنجکاو است اگر من در انجا نبودم کار از دستمان خارج شده بود». ژنرال روشا از صدای بم مردانه میپرسد، پس شما کی هستید؟ و از گلوی مری همان لحن پاسخ میدهد: من وینسان (Vincent)  هستم و به خاطر مری (مدیوم) در تمام آزمایشهای شما که مورد علاقه من باشند شرکت میکنم . ژنرال روشا از آن لحن وینسان میپرسد، مری چکار کرده است؟ حالا در کجاست؟ و وینسان (روح) با همان لحن پاسخ میگوید: « میخواست با عبور از طبقه مغناطیسی، در جو کره مریخ وارد شود که ناگهان بیهوش شد شتابان دنبالش رفتم و او را دوباره برگرداندم . روحش را در وسیله نقلیه ای که خود برای آمدن به جو زمین ازآن استفاده میکنم قرار دادم و جسم مثالی (اتری) او را گرفتم تا در بدن جسمانی او وارد شوم و بتوانم با شما رابطه بر قرار کنم.» ژنرال میپرسد؛ میخواهید حال او را بمن برگردانید؟ و وینسان میگوید: « بلی. برای کمک به من دستهایش را بگیرید و کمی مایع سیال در او بدمید تا خود را از کالبد او خلاص کنم و روح او بتواند مجددا" به کالبدش باز گردد.» و این کار هم انجام شد.

و به این ترتیب طرح مریخ بصورت کشف مستقیم با همکاری مری، وینسان و ژنرال روشا آغاز شد. همین تجربه جالب و حیرت انگیز بالاخره به حلول انجامید و در روح وینسان متجلی و مریخ کشف شد.
بنقل از همان کتاب: از جمله افرادی که به کشف مستقیم طرحهای ظریف میپردازد دختری به نام سوفیا میباشد که در زمینه روح بکار تحقیق و پژوهش مشغول است و تجربه شخصی خود را چنین تعریف میکند.
« پس از مدتها تمرین تکنیکهای مدیتیشن و ممارست در یوگا که با موقعیتهای طبیعی هماهنگ شده بود موفق شد به میل و ارداه خود بدون آنکه به خواب برود در نهایت وضوح و روشنی به دو بخش مجزا تقسیم شود. پوسته های ظریفی از بدن جسمانی او جدا میشوند چون بنظر سوفیا در اطراف روح علاوه بر جسم اثیری پوسته ظریفتر دیگری هم وجود دارد ( امروز این نظریه با شناخت کامل هاله اطراف کالبدهای متعدد بدن به اثبات رسیده است ) بعد جسم اثیری و پوسته که به اصطلاح جمعی همزاد نیز گفته میشود در فاصله کمی از بدن در چند متری از کالبد جسمانی باقی میماند و روح، عریان به کرات و سیاره هایی میرسد که هیچ روحی با هرگونه پوسته و کالبدی قادر به نفوذ در آنجا و انجام چنین عملی نیست. در آنجا فرد کشف کننده (سوفیا که نقش مدیوم را بر عهده دارد) یا کسی که از خود ارواح میباشد دستور العملهای «صاحبان حکمت» را به طور قابل توجهی دریافت میکند. (دستورالعملهایی را از کائنات دریافت می کند.)

موجودات غیر ارگانیک

موجودات غیر ارگانیک که از جمله ما آنها را جن ، پری، همزاد و.... می نامیم اینها موجوداتی هستند که در این دنیا زندگی میکنند مثل همانطوری که ما زندگی میکنیم اما با شکلی دیگر و نمی توان وجود انها را منکر شد مثل اینکه یک همزادی بگوید انسانی در این دنیا وجود ندارد . بسیار علاقه مند به ارتباط با انسانها هستند به این علت که ما در ذات خود با آنها متفاوت هستیم ما انسانها چیزی داریم که آنها ندارند و همینطور آنها امکاناتی دارند که ما نداریم اما چیزی که ما داریم ارزش بیشتری در کائنات دارد و آنها به این دلیل خود را نزدیک میکنند .

موجودات غیر ارگانیک در شرایط مختلف قابل رویت هستند که بستگی به حالات طرف دارد اگر قبل اینکه چشم سوم یا چشم دیدن شما باز گردد انها را بشکلی مختلف بسته به درون خود خواهید دید که البته درانجا هم از چشم سوم نگاه میکنید اما کامل نه ! اگر برای ارتباط با شما بیایند بیشتر سعی میکنند بشکل یکی از آشنایان شما ظاهر شوند که شما ارتباط عاطفی با آن شخص دارید البته ممکن است تجربه شخصی دیگر متفاوت باشد. نکته قابل توج این است که همانقدر که حسن دارد ضرر هم دارد پس داشتن یا نداشتنش فرقی نمی کند . از محسناتش میتوان کمک در رویا دیدن، خبر از اتفاقات آینده، همراهی با شما، و تکمیل کردن کالبد اختری نام برد و مضراتش میتواند به شما در مسائل مادی کمک کند ه میتواند ظرف یک شب همه چیز را در زندگی شما بهم بریزد .

یکی از عادت هایی که درگذشته ها از جاهای تاریک مثل زیرزمین ها و ... میترسیدند و جن و غیره میدیدند که بیشتر در شب اتفاق می افتاد که علت اصلی آن این است که در اثر ترس پیوندگاه انسان جابجا میشود و میتواند اگر نیروی ترس زیاد باشد کارهایی کند ماورا طبیعه اما بر اثر یک ترس از محیطی تاریک پیودنگاه به جایی میرود که این موجودات قابل رویت میشوند و چون آنها از انرژی که دراثر ترسیدن رویت میشود لذت میبرند پس ما چیز های عجیب و غریب و به شکل وحشتناکترین چیزهایی که در خیالمان می آید آنها را می بینیم و انها فقط تصویر درون ما را نشان میدهند و جالب این است که اگر در شرایط دیگری به آن مکان برویم اصلا این شکلها را نمی بینیم . و در صورت اینکه چشم سوم باز نشده باشد بصورت سنگینی بر فرق سر یا سوزش ناف و ... آنرا احساس میکنیم .
هیچ غیر ارگانیکی نمی تونه در دنیای فیزیکی انسان ها اعمال قدرت کنه , چون اصلا بدن فیزیکی نداره. تمام پیشامد هایی هم که در این ارتباط گذارش شده, بدلیل وجود یک واسطه انسانی هست که حسم فیزیکی داره. یعنی اون ها برای رسیدن به اهدافشون از یک انسان بعنوان واسطه عمل می کنند.نکته مهم این هست که این واسطه شدن تنها و تنها با اراده خود انسان صورت می گیرد و تاکید می کنم که هیچ غیر ارگانیکی بدون باز کردن دریچه ای که انسان ها از درون خودشون باز می کنند, به هیچ وجه نمی تونن کاری انجام بدهند . هیچ چیز بالاتر از اراده یک انسان نمی تونه عمل کنه و همه ی اتفاقات به نیروی خود شما بر می گرده.حالا این دریچه یا با اعمالی مثل احضار کردن ها, مدیوم شدن ها و یا قبول احمقانه ی غیر ارگانیک ها بعنوان یک نیروی توانمند اتفاق میفته .

انسان هایی که روشن بینی ندارند, نمی دونند با انجام عملیات های روحی چه ضربه هایی به خودشون و دیران وارد می کنند. و غیر ارگانیک ها بدلیل همین دعوت از سوی انسان و پذیرش اون ها, مثل یک انگل به انسان ها می چسبند و از اون ها و انرژیشون برای رسیدن به اهدافشون استفاده می کنند. شاید به ظاهر برخی از کار ها انجام میشه , اما شما نمی بینید که در بعد غیر فیزیکی چه اتفاقی افتاده! اصولا اون کار انجام شده توسط خود شما انجام شده, ولی شما به روندی که اتفاق افتاده آگاه نیستید.انسان ها باید بجای توسل به غیر ارگانیک ها به نیروهای درونی خودشون اتکا کنند , تا بازیچه دست یک مشت نیروهای منفی نشوند .
موجودات غیر ارگانیک: ویروسهای هوشمندی هستند که در ساختار وجودی آنها مولکول و اتم وجود نداشته و جنبه فیزیکی و شیمیایی مانند سایر موجودات ندارند. آلوده شدن به این ویروسها به سه شکل می باشد: ١- تسخیر شدن توسط آنها. ٢- شنیدن صدای آنها. ٣- دیدن تصویر آنها. افراد آلوده به این ویروسها دارای مشکلات وسیعی می باشند از قبیل: مشکلات روحی، روانی، ذهنی، دو شخصیتی و چند شخصیتی، وسواس، افسردگی شدید، تمایل به خودکشی، توهم، ترس های غیر منطقی، هر گونه رفتار غیر عادی، آثار کبود شدگی و خراشیدگی مداوم بدن بدون وجود علت مشخص پزشکی، بیماریهای مادر زاد و نقص ژنتیک و کروموزومی، بیماری های لاعلاج و صعب العلاج و...